سلااااااااااااااااااااام
خوبید؟
گفته بودم میام ادرسه جدیدو میزارم حالا اومدم.........
راستی من اون وبلاگ دیگه نمیتونم برم نمیدونم چراااااا؟؟؟؟؟؟؟
خب اینم ادرس
سر بزنیداااااااا
من اصلا دارم اینارو واسه کی میگم؟؟؟؟
بیاید خب؟؟؟
سلام و علیکم
عرض کنم بعد از مدت طولانی که من نبودم اومدم خبر بدم دارم اینجارو میبندم.
ولی به زودی میام و ادرسه جدیدو میدم.
OK
سلام سلام
براتون یه مطلب توپ داررم شاید شما هم
عکسهایی از تی شرت هایی که به خط فارسی
نستعلیق روی ان نوشته شده باشد رو دید ولی میدونید کی مخترع این مد زیبا بوده؟
می خواید بدونید؟
پس مطلب زیر رو حتما بخونید
....
نمیدانم نیما بهنود را میشناسید یا نه؟ او یکی از افتخارات ایران است جوانی که خیلی از ما حتی نامش را هم نشنیده ایم. او یک جوان ایرانیست که در آمریکا زندگی می کند و بر خلاف تصور ما با اختراع یک وسیله جدید و یا کشف روشی برای درمان بیماریهای لاعلاج و یا تصاحب کرسی ریاست یک شرکت تجاری بزرگ در جهان و یا رفتن به فضا به بزرگ نگه داشتن نام ایران در جهان کمک نکرده بلکه او یک طراح لباس در آمریکاست

نیما بهنود جوانی بسیار با استعداد است که به طراحی لباسهایی برای دختران و پسران مشغول است که طرحها و نقوش درج شده بر آنها نمادهایی واضح از ایران و ایرانی بودن نیماست. او از ایده هایی بسیار متفاوت برگرفته از فرهنگ ایران در طراحی هایش استفاده می کند که با استقبال بسیار بالایی در کشورهای غربی و به خصوص آمریکا مواجه شده است. نمونه این طرحها استفاده از اشعار فارسی با خط نستعلیق و سیاه مشق نستعلیق است. تصویر بالا نمونه ای از این طرحهاست. تصویر دیگری که نیما از آن برای طراحی لباسها استفاده کرده و از نظر من واقعا زیبا و بی نظیر است استفاده از صفحات روزنامه های قدیمی ایران است که نمونه آن را در تصویر زیر مشاهده

طرح دیگری که در سالنهای Fashion نظر بسیاری را به خود جلب کرد استفاده از لونگ های حمام ایرانی بود! و البته این طرح هم با تغییراتی که این نوع پوشش را جذابتر کرده همراه است.

طرح دیگری که نمونه آن تا به حال دیده نشده بود ترکیب تصویر غیر ایرانی با کلمات مرتبط با آن به زبان فارسی بود. نیما تصویری از مرلین مونرو را با نام فارسی آن بر روی یک لباس بکار برد.




WOo0oo0Ow
بهرام رادان؟![]()
چقدر لباسا خوشگله!!
حتما نظر بذارید
باشه؟
انقدر بی ذوق نباشید
من زحمت کشیدم
*+سهیلا+*
سلام دوستای خوبم!!!!!!!۱
راستش من یه کم وبلاگو تغییر دادم میخوام یه کم بهتر کار کنم البته اگر خدا بخواهد و با کمک شما
اگر نظری چیزی دارید حتما بگید مطمئن باشید خیلی کمکم میکنید..
خب کارای قبلی منو دیدید بگید چطوری بودم البته خودم که از دست خودم راضی نیستم ولی خب نظر شما هم برام مهمه.
خلاصه شدیدا به کمکتون احتیاج دارم خوشحالم میکنید نظر بدید برا بهتر شدن چه کار باید بکنم؟
راستی اگر به عکسی چیزی احتیاج داشتید به من بگید شاید بتونم براتون ردیفش کنم.
حالا فک نکنید همیشه اینطوری حرف میزنما نه!!!!!!!!!!
الان فعلا مراحل اولیه چرب زبونی رو انجام میدم بعد از این دیگه خبری نیست![]()

باز دوباره تنهایی و شب و سکوتت
باز دوباره یادتو غم نبودت
باز دوباره بهت میگم تنهام گذاشتی
رفتی و این بغض و تو ی صدام گذاشتی
می خوام بهت بگم پیشم بمون اما نمیشه
میخوام بهت بگم نرونرو مگه چی میشه؟
بعد تو پرسه میزنم شبای سردو خسترو
تو رفتیو منو حست پشت سرت گفتم نرونرو
میخوام تموم کنم این قصه ی تلخ و با تو
میدونی چقده فاصله ی قلبم تا تو؟
منو تو باز هر دو شدیم دچار درد 
نگاه سرد به، رنگ پائیز زرد
اگه بهت گفتم برو
چونکه بریدم 
ذره ذره اب شدم به اخر رسیدم
اتیشم زدی منو کشتی صدبار
بسه دیگه برو دست از
سرم بردار
چندتا سوال عین خوره روحمو میخوره
بعد من کی میاد دلم از دلهره پره
داد زدم رو به اسمون که بی جواب بود 
فهمیدم که دیگه کمک خواستن نداره سود
اما خواستم بمونم دلم رسید به جونم
من از جونم گذشتم تا تو باشی تو خونم
دیگه چیزی نداشتم
بگم از دست دادم بازم گفتم خدایا تو برس به فریادم
میخوام بهت بگم پیشم بمون اما نمیشه
میخوام بهت بگم نرو نرو مگه چی میشه؟
بعد تو پرسه میزنم شبای سردو خسته رو
تو رفتی و من حست پشت سرت گفتم نرو 
نرو
چشامو می بندم ولی چیزی نیست به یادم
به یادم میارم چه ساده دادی به بادم
ببین چه شادم که گفتی تا تهش با هاتم 
فقط اومدی دچارم کنی به درد و ماتم؟
شمع عشقم به دست کی ساده خاموش شد؟
شاید باد اومد عشق مثه نوره فانوس شد
وقتی یادم میاد اشک و التماس چشات،دیوانه وار می گریم، واسه دوریه نگات
برات می ساختم ازجهنم زشتم بهشت 
دستات تو دستام بودو بی خیال سر نوشت
به یاد اون روزایی که بودیم خوش و خرم
که تورو با خودم به اوج ابرا میبردم
حتی نشد با صنگ صبوری
درد تورو گو 
چرا که قلبم اسیر بند تو بود
پس خاطاتو نبر برام بذار یادگاری بهونه ی اشکام باشه تو شبای بی قراری
.
.
دل بکن از منو عشقم بزار دستامون جدا شدن 
سهم من شبای تاریک سهم تو فردایی روشن
مجبورم نکن بگم که به تو هیچ حسی ندارم اخه این دروغه اما دیگه چاره ای ندارم 
تو بدون تا اخر عمر از دلم نمی ری هرگز
نمی خواد که سخت بگیری 
خیلی ساده 

خداحافظ 

خداحافظ
![]()
سهیلا

انتظار نداشتم تا هميشه هم سلولی من بمونی ...
انتظار نداشتم چون محكوم به حبس ابد بودم ، تو هم فكر فرار رو از سرت بيرون كنی !
انتظار نداشتم شريک غم هام بشی و شاديهای كوچیكت رو به من تعارف كنی ...
انتظار نداشتم وقتی از پشت ميله ها، آزادی رو نگاه می كنی، منو هم تو روياهات بـبـيـنـی ...
انتظار نداشتم وقتی يواشكی كليدها رو از جيب نگهبان برداشتی، منو محرم بدونی !
حتی انتظار نداشتم وقتی تو اعماق شب از سلول خارج شدی، كليدها رو با خودت نبری ... !
فقط انتظار داشتم به حرمت :
تموم خاطرات مشترکمــون
تموم يادگاريهامون رو ديوار
تموم خط های شمارش روزهای شب زدمون رو ديوار
تموم دوستت دارم های رو ديوار
تموم قلب های تيرخورده رو ديوار آروم صدام می كردی و می گفتی :
خداحافظ رفیق ...
...
وقتی که خاکم می کنن ؛ بهش بگید پیشم نیاد......
بگید که رفت مسافرت ؛ بگید شماره ای نداد......
یه جور بگید که آخرش ؛ از حرفاتون حول نکنه......
طاقت ندارم ببینم ؛ به قبره من نگاه کنه......
دونه به دونه عکسامو ؛ بردارید آتیش بزنید......
هر چی که خاطره دارم ؛ بریدو از بیخ بکنید......
نزارید از اسمه منم ؛ یک کلمه جا بمونه......
نمی خوام هیچ وقت تنمو ؛ توی گورم بلرزونه......
آتیش به قلب من نزن ؛ بزار نگاهت یادم بره......
بزار همیشه قلب من ؛ با خاطراتت چال بشه......
برو نمی خوام ببینی ؛ خونه ی من خالی شده......
همدمه من به جای تو ؛ ریگای پوشالی شده......
اون که می گفت می مرد برات ؛ دیدی که راستی راستی مرد برات......
رفتو همه خاطر شم ؛ بخاطرت برداشتو برد......
بهش بگید نشست به پات ؛ بهش بگید نیومدی......
بگید هنوز دوست داره ؛ با اینکه قیدشو زدی......
نشونیه قبره منو بهش ندین ؛ خوب می دونم......
میاد جای همیشگی:سره قرار تو رودخونه......
آتیش به قلب من نزن ؛ بزار نگاهت یادم بره......
بزار همیشه قلب من ؛ با خاطراتت چال بشه

خوشبختي به كساني روي مي آورد كه براي خوشبخت كردن ديگران مي كوشند

سلام بر کسی که روی گلدان قلبم مثل گلی نچیدنی نشست.
تو قشنگ ترین تصویر قلب من بودی.
روزی که تو نبودی هیچ چیز معنا نداشت نه اسمان. نه خانه. نه گل. نه شعر.نه نامه.
ولی زمان تمام حسهای قشنگم را رنگ دیگر زد.
اول ها باورم نمیشد که:احساسم چطور پیش نا خواسته ها رنگ قرمز خوشرنگش را می بازد.
باورم نمیشد تمام چیز هایی که:یکروز مهم نبود مهم بشود
ولی انچه مهم بود بی اهمیت.
اما:وقتی رنگین کمان مهر تو از پشت اسمان بارانی دل من. بالا نیامد.
فهمیدم که همه چیز هست و تو نیستی.
اری
تو
دیگر
نیستی

سلام بروبکس خوبید؟
من الان اصلا حال ندارم و فقط برای اینکه خیلی وقت بود اپ نکردم گفتم بیام یه
اپی بکنم اخه کلاس زبانم شروع شده و من خیلی خستم برام دعا کنید
باشهههههههههههههه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مر30
نظر هم بزارید خوشحال میشم ![]()
Byeeeeeeeeeeeeeee
سلاااااااااام...
خوبید؟؟؟؟؟؟؟؟؟
منم خوبم..
قالب چطوره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من که خیلی دوسش دارم.....
راستی چرا کامنتا کم شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
همون چنتا دونه کامنتیم که داشتیم پرید...............
راستی اون وبلاگ اپما
سر بزنید....

کسي براي من وتو دلش نسوخت
دستامون از هم جدا دستاي سرد
کسي براي آخر قصه ما
واسه مرگ عشقمون گريه نکرد
اشک عاشق ديدني نيست
همه حرفا گفتني نيست
رفتي اما عشقت هرگز
ديگه از ياد رفتني نيست
گاهي وقتاست که سکوت ،
مثل يه عشق يه حس دوست داشتنيه
گاهي وقتاست که نگاه،
بيشتر از هزار تا حرف گفتنيه
کار تو اشک منو شمرد نه
دلو پس گرفتن و سپرد نه
کار من هميشه از تو گفتنه
دل من محکوم به شکستنه

بای![]()
بای![]()
ببخشید اپ ایندفعه خیلی دیر شد اخه من چند روزه اصلا حوصله ندارم خودتون میدونید که دوباره تابستون شروع شد و خوردن و خوابیدن منم شروع شد.
شانس من کلاسای زبانم تشکیل نشده خلاصه من یه الاف به تمام معنا مثل یه تیکه گوشت شدم از بس خوردم و خوابیدم.
کلاسای ورزشی هم میخوام برما ولی تا الان دوتا کلاس ثبت نام کردم دیگه میترسم به بابام بگم بگیرتم به کتک.![]()
اخه من تنهایی قد داداشامو مامانمو خود بابام خرج دارم.
خلاصه اینکه فکر کنم چند وقت دیگه بزنم رو دست رضا زاده
(دهه نخند ببینم
)
خوب شما تعریف کنید ببینم چه خبر چه کارا میکنید؟
چه کار میکنید؟
بریم سر اصل مطلب با اجازه وکیلم؟![]()
بچه ها دعا کنید اخه قرار برای زبان برم تست بدم حدود یک سال بینش فاصله افتاده هرچی تو یادم بوده از سرم پریده فکر کنم دیگه باید برم از ای بی سی دی شروع کنم.![]()
هیچی هم نخوندم احتمالا مدیر موسسه پرتم میکنه بیرون.![]()
خوب دیگه نخند مسواک گرون میشه.
بریم دیگه سر اصل مطلب:
من از انسوي حسرتهاي باران خورده مي ايم
اشارتهاي پاييزانه اي دارد سراپايم
چرا تنهايي ام را با کسي قسمت کنم امشب
که در هر خلوتي ايينه مي ايد تماشايم
کسي ديگر براي عشق اوازي نمي خواند
پر از تنهايي محض است شبهاي غزلهايم
به جز ، دريا کس ديگر نمي داند
چه رازي خفته در پشت کوير هاي اوايم
غزل کم کم به پايان ميرسد. اما براي من
شراب خانگي مي ماند و خورشيد فردايم .

هميشه در بدترين شرايط ، هنگامي که
تيغ جفاي روزگار، بي وفايي دوستان و ناملايمات
زندگي قلب و روح انسان را مي خراشد، تنها
ياد خدا وتوکل به اوست که ميتواند التيام دهنده
و ارامش بخش اين زخمها شود.
خوب بیددددددددددددددددددددد؟![]()
ببخشید دیگه![]()
خدافظی نمیکنم
برمیگردم
خدانگهدارتون
فکر کردید میتونید از دست من خلاص شید اره؟
زهی خیال باطل![]()
باییییییییییییییییییییییی![]()
اول اینارو داشته باشید.
قلب مادر
داد معشوقه به عاشـق پیغام * که کــند مــــادر تو با مــن جــنگ
هر کـجا ببیـــندم از دور کـــند * چــهره پرچــیـن و جـبین پر آژنــگ
با نـــگاه غضــب آلـــوده زنــــد * بـــر دل نازک مــن تــــیر خـــدنگ
از در خــــانه مـــرا طــرد کـــند * همچو سـنگ از دهــن قلماسنگ
مادر سـنگ دلـت تا زنده است * شهد در کام من و توست شرنگ
نشــوم یک دل و یک رنگ تو را * تا نســـازی دل او از خـــــون رنـگ
گر تو خواهی به وصالم برسی * باید این سـاعت بی خوف و درنگ
روی و سینه ی تنـــگش بدری * دل بـرون آری از آن سینه ی تــنگ
گرم و خونین به منـش باز آری * تا بـــــرد ز آیــنـه ی قـــلبم زنــــگ
عاشــــق بی خرد نا هـــنــجار * نه بَل آن فاسق بی عصمت و ننگ
حــــرمت مـــادری از یاد بــــبرد * مســـت از بـــاده و دیــوانه ز بنگ،
رفـــت و مــادر را افکند به خاک * سیـــنه بــدرید و دل آورد به چــنگ
قصد سر منزل معـــشوقه نمود * دل مـادر به کَفـَــــش چون نارنـــگ
از قضــــا خورد دم در به زمـــین * و انـــدکی رنــــجه شــد او را آرنگ
آن دل گرم که جان داشت هنوز * اوفـــــتاد از کــــف آن بی فـــرهنگ
از زمین چو باز برخاســـت،نـمود * پــــی برداشــــــتن دل، آهـــنـــگ
دیـــــد کز آن دل آغشته به خون * آید آهســــته بــــرون این آهنگ:
آه دست پسرم یافت خراش! * وای پـای پسرم خورد به سنگ

نيمي از من مال تو
نيم ديگر هم مال تو
تمام قلب و احساسام وقف تو
به خدا دگر چيزي ندارم
همان هم مال تو
جان ناچيزم فداي موي تو
مادرم
اي عصاره ايمان
اي چكيده ايثار
اي خود عشق
عاشق بودن و عاشق ماندن
را به من هم بياموز


مامان جونم روزت مبارک

تقدیم به مامان گلم![]()

مادر عزيز در برابرت كويري تشنه هستم
ودر انتظار باران محبتت غنچه اي هستم در دستان گرم تو
كه با اشكهاي پاكت سيراب مي شوم .
در درياي بي كران چشمانت پاكي وعشق را ديده ام و مي خواهم
چون كبوتري سبكبال در پهنه اين آسمان پرواز نمايم .
و اكنون از تولد مهر صداي بلبلان ترانه ساز زمين است و
اين ترانه نوايي است كه قلب هاي آدميان را به تپش وا مي دارد.
پس مادر اي مهربان ترين پيوند ، هستي ام به عشق تو زنده است
و رأفتت و شهامتت در قلب انسانيت حك شده است.
و تو را اي ُدرج بينواي مرواريد خِرد
چگونه بايد در اين بُرهه از زمان نمايان ساخت
كه قصه شجاعت و ايمانت از تمام شمع ها فروزان تر است
روزت را همواره ارج مي نهيم
و رايحه ايثار و محبتت را در جانمان مي ستاييم


روز مادرو به همه ی مادرای گل گلاب تبریک میگم
همه ی مادرا خوبن اما مادر من فرشتس فقط من میدونم چه رنج های رو تحمل کرده
من از همین جا دستای نازشو که برام چقدر زحمت کشیدن میبوسم
و اعتراف میکنم بدون اون هیچم هیج
.......
مامانی دوست دارم.![]()
خوب من وظیفمو انجام دادم(عجب وظیفه شناس)
دوستون دارم بای![]()
