تبليغاتX
دالان بهشت



سلاااااااااام...

خوبید؟؟؟؟؟؟؟؟؟

منم خوبم..

قالب چطوره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من که خیلی دوسش دارم.....

راستی چرا کامنتا کم شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

همون چنتا دونه کامنتیم که داشتیم پرید...............

راستی اون وبلاگ اپما

 

سر بزنید....

کسي براي من وتو دلش نسوخت
دستامون از هم جدا دستاي سرد
کسي براي آخر قصه ما
واسه مرگ عشقمون گريه نکرد
اشک عاشق ديدني نيست
همه حرفا گفتني نيست
رفتي اما عشقت هرگز
ديگه از ياد رفتني نيست
گاهي وقتاست که سکوت ،
مثل يه عشق يه حس دوست داشتنيه
گاهي وقتاست که نگاه،
بيشتر از هزار تا حرف گفتنيه
کار تو اشک منو شمرد نه
دلو پس گرفتن و سپرد نه
کار من هميشه از تو گفتنه
دل من محکوم به شکستنه

بای

بای

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 23:33 توسط سهیلا |



سلام خوبید؟

ببخشید اپ ایندفعه خیلی دیر شد اخه من چند روزه اصلا حوصله ندارم خودتون میدونید که دوباره تابستون شروع شد و خوردن و خوابیدن منم شروع شد.

شانس من کلاسای زبانم تشکیل نشده خلاصه من یه الاف به تمام معنا مثل یه تیکه گوشت شدم از بس خوردم و خوابیدم.

کلاسای ورزشی هم میخوام برما ولی تا الان دوتا کلاس ثبت نام کردم دیگه میترسم به بابام بگم بگیرتم به کتک.

اخه من تنهایی قد داداشامو مامانمو خود بابام خرج دارم.

خلاصه اینکه فکر کنم چند وقت دیگه بزنم رو دست رضا زاده(دهه نخند ببینم)

خوب شما تعریف کنید ببینم چه خبر چه کارا میکنید؟

چه کار میکنید؟

بریم سر اصل مطلب با اجازه وکیلم؟

 

بچه ها دعا کنید اخه قرار برای زبان برم تست بدم حدود یک سال بینش فاصله افتاده هرچی تو یادم بوده از سرم پریده فکر کنم دیگه باید برم از ای بی سی دی شروع کنم.

هیچی هم نخوندم احتمالا مدیر موسسه پرتم میکنه بیرون.

خوب دیگه نخند مسواک گرون میشه.

بریم دیگه سر اصل مطلب:

من از انسوي حسرتهاي باران خورده مي ايم

 

                                      اشارتهاي پاييزانه اي دارد سراپايم

 

چرا تنهايي ام را با کسي قسمت کنم امشب

 

                                       که در هر خلوتي ايينه مي ايد تماشايم

 

 کسي ديگر براي عشق اوازي نمي خواند

 

                                      پر از تنهايي محض است شبهاي غزلهايم

 

به جز ، دريا کس ديگر نمي داند

 

                                   چه رازي خفته در پشت کوير هاي اوايم

 

 غزل کم کم به پايان ميرسد. اما براي من

 

                                    شراب خانگي مي ماند و خورشيد فردايم .

 

 

 

 

 هميشه در بدترين شرايط ، هنگامي که

 

 تيغ جفاي روزگار، بي وفايي دوستان و ناملايمات

 

 زندگي قلب و روح انسان را مي خراشد، تنها

 

 ياد خدا وتوکل به اوست که ميتواند التيام دهنده

 

 و ارامش بخش اين زخمها شود.

 

 

 

  خوب بیددددددددددددددددددددد؟

ببخشید دیگه

خدافظی نمیکنم

برمیگردم

خدانگهدارتون

فکر کردید میتونید از دست من خلاص شید اره؟

زهی خیال باطل

باییییییییییییییییییییییی

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 17:33 توسط سهیلا |



سلام!

اول اینارو داشته باشید.

قلب مادر


داد معشوقه به عاشـق پیغام * که کــند مــــادر تو با مــن جــنگ

هر کـجا ببیـــندم از دور کـــند * چــهره پرچــیـن و جـبین پر آژنــگ

با نـــگاه غضــب آلـــوده زنــــد * بـــر دل نازک مــن تــــیر خـــدنگ

از در خــــانه مـــرا طــرد کـــند * همچو سـنگ از دهــن قلماسنگ

مادر سـنگ دلـت تا زنده است * شهد در کام من و توست شرنگ

نشــوم یک دل و یک رنگ تو را * تا نســـازی دل او از خـــــون رنـگ

گر تو خواهی به وصالم برسی * باید این سـاعت بی خوف و درنگ

روی و سینه ی تنـــگش بدری * دل بـرون آری از آن سینه ی تــنگ

گرم و خونین به منـش باز آری * تا بـــــرد ز آیــنـه ی قـــلبم زنــــگ

عاشــــق بی خرد نا هـــنــجار * نه بَل آن فاسق بی عصمت و ننگ

حــــرمت مـــادری از یاد بــــبرد * مســـت از بـــاده و دیــوانه ز بنگ،

رفـــت و مــادر را افکند به خاک * سیـــنه بــدرید و دل آورد به چــنگ

قصد سر منزل معـــشوقه نمود * دل مـادر به کَفـَــــش چون نارنـــگ

از قضــــا خورد دم در به زمـــین * و انـــدکی رنــــجه شــد او را آرنگ

آن دل گرم که جان داشت هنوز * اوفـــــتاد از کــــف آن بی فـــرهنگ

از زمین چو باز برخاســـت،نـمود * پــــی برداشــــــتن دل، آهـــنـــگ

دیـــــد کز آن دل آغشته به خون * آید آهســــته بــــرون این آهنگ:

آه دست پسرم یافت خراش! * وای پـای پسرم خورد به سنگ

نيمي از من مال تو
نيم ديگر هم مال تو
تمام قلب و احساسام وقف تو
به خدا دگر چيزي ندارم
همان هم مال تو
جان ناچيزم فداي موي تو
مادرم
اي عصاره ايمان
اي چكيده ايثار
اي خود عشق
عاشق بودن و عاشق ماندن
را به من هم بياموز

مامان جونم روزت مبارک

تقدیم به مامان گلم

مادر عزيز در برابرت كويري تشنه هستم
ودر انتظار باران محبتت غنچه اي هستم در دستان گرم تو

كه با اشكهاي پاكت سيراب مي شوم .
در درياي بي كران چشمانت پاكي وعشق را ديده ام و مي خواهم

 چون كبوتري سبكبال در پهنه اين آسمان پرواز نمايم .

و اكنون از تولد مهر صداي بلبلان ترانه ساز زمين است و

اين ترانه نوايي است كه قلب هاي آدميان را به تپش وا مي دارد.
پس مادر اي مهربان ترين پيوند ، هستي ام به عشق تو زنده است

 و رأفتت و شهامتت در قلب انسانيت حك شده است.

و تو را اي ُدرج بينواي  مرواريد خِرد
چگونه بايد در اين بُرهه از زمان نمايان ساخت

كه قصه شجاعت و ايمانت از تمام شمع ها فروزان تر است

روزت را همواره ارج مي نهيم

و رايحه ايثار و محبتت را در جانمان مي ستاييم

 

روز مادرو به همه ی مادرای گل گلاب تبریک میگم

همه ی مادرا خوبن اما مادر من فرشتس فقط من میدونم چه رنج های رو تحمل کرده من از همین جا دستای نازشو که برام چقدر زحمت کشیدن میبوسم و اعتراف میکنم بدون اون هیچم هیج.......

مامانی دوست دارم.

خوب من وظیفمو انجام دادم(عجب وظیفه شناس)

دوستون دارم بای

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 17:29 توسط سهیلا |



سلام از اونجا که هیچ نظری درباره  ی اینکه این وبلاگ چطوری باشه داده نشد نمن تصمیم خودمو گرفتم این وبلاگ عاشقانه بشه.

خوب بریم به امید خدا اولیشو ببینیم چه کار میکنیم.

زندگي مسابقه نيست

زندگي يك سفر است

و تو آن مسافري باش كه در هر گامش ترنم لحظه ها جاري است

با دم زدن در هواي گذشته و نگراني فرداهاي نيامده

زندگي را مگذار كه از لابه لاي انگشتانت فرو لغزد و آسان هدر رود.

"نانسي سيمس"

 

 

خوب این اولین عکس

امیدوارم خوشتون اومده باشه

+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 3:42 توسط سهیلا |