...
وقتی که خاکم می کنن ؛ بهش بگید پیشم نیاد......
بگید که رفت مسافرت ؛ بگید شماره ای نداد......
یه جور بگید که آخرش ؛ از حرفاتون حول نکنه......
طاقت ندارم ببینم ؛ به قبره من نگاه کنه......
دونه به دونه عکسامو ؛ بردارید آتیش بزنید......
هر چی که خاطره دارم ؛ بریدو از بیخ بکنید......
نزارید از اسمه منم ؛ یک کلمه جا بمونه......
نمی خوام هیچ وقت تنمو ؛ توی گورم بلرزونه......
آتیش به قلب من نزن ؛ بزار نگاهت یادم بره......
بزار همیشه قلب من ؛ با خاطراتت چال بشه......
برو نمی خوام ببینی ؛ خونه ی من خالی شده......
همدمه من به جای تو ؛ ریگای پوشالی شده......
اون که می گفت می مرد برات ؛ دیدی که راستی راستی مرد برات......
رفتو همه خاطر شم ؛ بخاطرت برداشتو برد......
بهش بگید نشست به پات ؛ بهش بگید نیومدی......
بگید هنوز دوست داره ؛ با اینکه قیدشو زدی......
نشونیه قبره منو بهش ندین ؛ خوب می دونم......
میاد جای همیشگی:سره قرار تو رودخونه......
آتیش به قلب من نزن ؛ بزار نگاهت یادم بره......
بزار همیشه قلب من ؛ با خاطراتت چال بشه

خوشبختي به كساني روي مي آورد كه براي خوشبخت كردن ديگران مي كوشند

+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 16:27 توسط سهیلا
|

